حسن حسن زاده آملى
203
دروس اتحاد عاقل به معقول (فارسى)
ادراك بايد به وقوع رسد كه آن شروط معدّات نفساند كه به تهيّه شدن آنها نفس ، صورتى مماثل مبصر ايجاد مىكند . و مباحث و براهين رياضى همه صحيحاند ولى منشىء و موجد ، نفس است در آن احوال به اذن اللّه تعالى . پس علم نفس به اينگونه امور كه مادون او است به خلّاقيّت او است كه نفس ذاتا و صفة و فعلا مشابه بارى خود جلّ و علا است و اقتدار بر ايجاد صور اشياء مجرّده و مادّيّه دارد چه نفس از سنخ ملكوت و عالم قدرت و سطوت است و ملكوتيّون را اقتدار بر ابداع صور عقليّهء قائمه بذواتها و بر تكوين صور كونيّهء قائمه به موادّ است . علم نفس به محسوسات چه ظاهرى و چه باطنى به خلاقيّت و انشاء او است به اذن اللّه تعالى كه صور علميّهء جزئيّه از محسوسات و متخيّلات قائم به نفساند چون قيام فعل به فاعل ، و اين صور علميّهء جزئيّه وجودات مثاليّهء انشائيّهاند كه نفس آنها را در عالم مثال اصغر كه خيال متّصل به نفس است انشاء كرده است نه در عالم خيال اعظم منفصل . و امّا علم نفس به صور كلّيّه به نحو ديگر است كه خوض در آن خارج از حريم بحث است . و اجمالش اينكه : نفس در به دو سلوك علمى چون ضعيف است نسبت به كليّات عقليّهء مرسله مظهر ( به هيئت اسم مكان ) است و در اين صورت نحوهء ادراكش مر كلّيّات مرسله را چنان است كه گويى كسى چيزى را از دور در هواى مغبرّ مىبيند . و چون در سلوك علمى قوّت گيرد به پايهاى مىرسد كه عقول مفارقه از شئون وجودى او مىشوند و آنها را در موطن ذاتشان ادراك مىكند نه از دور چون صورت نخستين . پس بنابر مبناى صدر المتألّهين علم نفس به محسوسات هم حضورى است نه ارتسامى زيرا صور علميّهء جميع محسوسات از منشئات نفس و قائم به صقع وجودى نورى ملكوتى نفساند كه نفس ، علّت موجدهء جميع آن صور به اذن اللّه تعالى است . ببين عظمت علمى ، وجودت فكرى اين مرد عظيم در دورهء اسلامى تا